محمد مفيد مستوفى بافقى
90
جامع مفيدى ( فارسى )
گفتار در ذكر شمهاى از استقلال عالى حضرت سيادتمنقبت خلاصهء دودمان رسالت ميرزا محمد امين المشتهر به مير جمله آن حضرت و الا رتبت خلاصهء سادات صاحب سعادات شهرستانك دار السلطنهء اصفهان است و قرابت قريبه با نواب غفران پناهان ميرزا رضى و ميرزا رفيع صدور ممالك محروسه داشته در اوان عنفوان جوانى ارادهء سير بلاد هند از خاطر عاليش سر زده متوجه هند دكن گرديد . بعد از ورود به حيدرآباد ارم بنياد پادشاه عالىمقدار سلطان محمد قلى قطبشاهى [ 75 الف ] مقدم آن قدوهء سادات را گرامى داشته بعد از اندك وقتى به تكليف تمام و مبالغهء ما لا كلام منصب وزارت و مير جملگى به او رجوع نمود و در « تاريخ قطبشاهى » مسطورست كه چون تخت سلطنت ممالك كلكنده و بلاد تلنگه بوجود قطب فلك سلطنت و كامكارى سلطان محمد قلى قطبشاه زيب و زينت گرفت همت برفاهيت حال سپاه و رعيت گماشت و چون از ناصيهء خجستهصفات سيادتمنقبت والامنزلت ميرزا محمّد امين كه به وفور كاردانى و اصابت راى از اكابر هرديار ممتاز بود لامع و هويدا مىگرديد قامت قابليتش را به خلعت وزارت و جملة الملكى آرايش نمود . ازين بشارت زمانه كه چون طرهء خوبان پريشانحال بود به انتظام امور جازم شد . روزگار كه مانند چشم بتان ناتوان بيمار مانده بود از طبيبى كلك روحافزاى آن حضرت سيادت مرتبت به استقامت مزاج متيقن گشت . چون خامهء سحر آفرينش مفتاح امور مملكت گرديد چمن سلطنت آن ديار نزهتى تازه يافت و ظلمات جور بهامنهء ستمپيشه از انوار راى منيرش نورانى گشت و از وفور فهم وافر كياستش حكايت آصف [ 75 ب ] برخيا را از صفحهء روزگار محو نمود . و لاجرم بين اين خصايل محمود عنايت پادشاه دربارهء آن عالىمكان متصاعد گرديده هرساله دو لكهون كه قريب به مبلغ بيست هزار تومان باشد در وجه آن حضرت مقرر نموده به انواع تشريفات فاخره و اسپان بازين زر و فيلان كوه پيكر معزز و ممتاز گردانيد و قلمدان مرصع كه هيچ عصر پادشاهان هند بوزراء نداده بودند به او عنايت شد . و به يمن ملاطفت شاهى اسباب شوكت و حشمت و قدر و عزتش از